سخنان دکتر الهی قمشه ای بخش اول

دکتر حسین محی الدین الهی قمشه ای در دی ماه سال  هزار و سیصد و هجده در تهران به دنیا آمد. وی استاد دانشگاه و مولف کتابهای مختلفی است . زمینه تالیف کتاب او بیشتر عرفان ، ادبیات و زیبایی میباشد . او حدودا یکسال رییس کتابخانه ملی ایران  بود . سخنان دکتر الهی قمشه ای برای موفقیت انسان بسیار مشهور است . او اطلاعات زیادی دارد که در اختیار مردم گذاشته تا از ان استفاده کنند . برخی از بهترین سخنان دکتر الهی قمشه ای را در مقاله زیر برایتان جمع اوری کرده ایم .

سری اول سخنان دکتر الهی قمشه ای

  1. قرآن حکیم را به هزار چشم نگریسته اند و همچنان به هزار چشم دیگر می نگرند ، هر نگاهی چیزی می جوید و همان می بیند. هر کس از این خوان کرامت، به طعامی میل می کند و روزی خاص خود می یابد.

(کیمیا ۱-ص ۹۱)

  1. وصال حضرت حق و وصول به جمال مطلق آمال عارفان و کمال معرفت ایشان است. سخنان انیشتین و موفقیت در زندگی را مطالعه کنید .

(کیمیا ۲-ص ۷۱)

  1. انسان نه تنها عاشق است که معشوق است و صد چندان که او را شوق وصال جانان است ، جانان مشتاق اوست.

(کیمیا ۲-ص ۷۳)

  1.  به گزارش مجله اینترنتی زیگیل ، خبر وصال که تنها تسلای خاطر ما در غربتگاه هجران است همان لطیفه ای است که سّر لذت هنرها و سرچشمه نزاهت و خرمی است و هنرمند کسی است که این خبر دلاویز و این م‍‍‍ژده جان بخش را به چشم و گوش و دل و جان آدمیان می رساند.

(کیمیا ۲-ص ۷۵)

  1. رسالت انبیای الهی که اولین منادیان عشق و چاووشان کعبه وصالند ابلاغ همین دعوت است که شما را از مرگ به حیات ، از غم به شادی ، از خوف به امن ، از کثرت به وحدت ، از تنازع به صلح و محبت ، از ظلمت به نور و از هجران به وصال فرا می خوانند. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(کیمیا ۲-ص ۷۶)

  1. “طرح وجود” همان گوهر الهی ذات ماست که فرشتگان بر آن سجده کردند و وفادار ماندن به طرح اصلی حفظ و حراست آن اوصاف کمالیه است که خداوند در نهاد ما نهاده است و حقیقت معنی “تقوی” همان انسان بانی و نگهبانی از فضائل انسانی است.

(کیمیا ۴-ص ۱۰)

  1. گم کردن خویشتن رسیدن به همان مستی و بی خبری نزد عارفان است و هوشیاری حجابی است بر حقیقت ذات ما.

(کیمیا ۴-ص ۲۱)

  1. رفتن مهربانی یا عشق به خانه زیبایی برای آن است که عشق بنا بر مشهور نابیناست و زیبایی مسیحا دم است. پس چون عشق به خانه زیبایی می رود چشمش به جمال او روشن می شود و به پاس این موهبت در منزل زیبایی رحل اقامت می افکند بدین معنی که عشق در خدمت زیبایی است و از او نشات می گیرد.

(کیمیا ۴-ص ۴۵)

  1. در ادب پارسی مکرر به این نکته اشاره شده است که معشوق در آسمان است و آنچه در زمین دیده می شود سایه مرغی است که در آسمان پران است و هر که به دنبال سایه می رود عمر ضایع می گذارد.

(کیمیا ۴-ص ۵۸)

  1. زیبایی خواه موسیقی یا شعر یا نقاشی یا طبیعت یا چهره آدمی باشد آینه فطرت آدمی است و سر لذات آدمی از زیبایی همین است که تناسبات و هارمونی های درون خود را در عالم خارج ادراک می کند و این مطابقت درون و بیرون مایه لذت است. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(کیمیا ۵-ص ۴۳)

  1. سخن از این راست تر در جهان نیست که شعر خوب یاد خداست و آنچه از پشت پرده شعر دلبری می کند نقشی از جمال همان شاهد است که جمله عالمیان دانسته و نادانسته دل در گرو او دارند.

(کیمیا ۵-ص ۶۵)

  1. آفرینش را می توان به دو گونه در نگاه آورد یکی همچون آینه که چهره آفریدگار در آن هویدا است و یکی همچون

ابر که چهره خورشید را پنهان می کند اگرچه از فروغ او همه بهره می گیرند .

(کیمیا ۵-ص ۹۴)

سخنان دکتر الهی قمشه ای

  1. سرّ محبوبیت سعدی و مولانا و همه شاعران و هنرمندانی که به جاذبه حسن و کرشمه دلبری ملک دلها را تصرف کرده اند این است که از نفس و نغمه ایشان بوی خوش آشنائی به مشام می رسد.

(مقالات-ص ۳)

  1. عشق عامه مردم تنها به صورتی و جلوه ای است و از این رو همه بت پرستند زیرا در صورت آن بت توقف کرده و آن را پلی برای وصول به بت آفرین نکرده اند یا بت آفرین را در او ندیده اند ، اما عارفان ، حق را در همه صورتها می بینند و در همه صورتها عبادت می کنند.

(مقالات-ص ۹)

  1. خرابات آنجاست که عاشق طاق و رواق خود پرستی را خراب می کند و خانه اش در نور خدا غرق می شود.

(مقالات-ص ۱۳)

  1. خودبینی نزد عارفان حجاب اکبر است و دیگر حجابها پرده از او وام گرفته اند. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(مقالات-ص ۱۴)

  1. فقیر یعنی آنکه خود را در برابر حق ، مالک هیچ چیز نمی داند.

(مقالات-ص ۱۵)

  1. در زندگی هر شاعر آسمانی و هنرمند اصیل شبی هست که او را به ملکوت آسمان بار می دهند تا در آنجا به مقدار چشمی که از دیده بینای عشق وام گرفته است با سرچشمه خیر و جمال و حقیقت که وجود لایزال حضرت حق است دیدار کند و آیات کبرای الهی را که اوصاف جمال و جلال اوست بی حجاب بنگرد این شب فرخنده را عاشقان شب وصال خوانده اند که همان شب معراج و لیله القدر است.

(مقالات-ص ۵۵)

  1. همه بزرگان جهان که برای بشریت هدیه ای از دانایی و زیبایی آورده اند ، گوشه ای از همان سلام و تحیت را که در شب معراج عشق شنیده اند باز گفته اند.

(مقالات-ص ۵۶)

  1. شب معراج از زمان و مکان بیرون است و هر که به نور باده توحید از ظلمت نفس کافر کیش خلاص یابد فرشتگان مقرب بر وی فرود آیند و او را بر براق برق سیر عشق نشاننند و در یک نفس از صدف کون و مکان بیرون برند و آن گوهر یکتا و شاهد زیبای عالم را که جمله کائنات در طلبش سرگردانند با وی نشان دهند و او را شرابی نوشانند که جامش روی یار و پیاله اش چشم مست باده خوار است و بدین دیدار چنان مست و حیران شود که تا صبح قیامت به هوش نیاید.

(مقالات-ص ۵۷)

  1. دیدار شب قدر به یک تعبیر شهود حضرت حق است و آن هنگامی دست می دهد که عارف دیده را از کدورت نفس شستشو کند. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(مقالات-ص ۵۸)

  1. شب قدر به حقیقت دیدار آدمی با گوهر اصیل ذات خویش است که همان نفخه الهی است و با شناخت او به شناخت حق توان رسید.

(مقالات-ص ۶۰)

سخنان دکتر الهی قمشه ای

  1. فکر چنانکه اصحاب منطق گفته اند از مقوله حرکت است الا آنکه منطقیان گویند فکر حرکتی است از مبادی و مقدمات معلوم به سوی مراد و مقصود که آن بر جوینده مجهول است و نزد عارفان حرکتی است از باطل به سوی حق ، از جزء به سوی کل ، از کثرت به وحدت ، از نمود به بود ، از عالم رفت و آمد به عالم ثبات و از حدوث به قدم.

(مقالات-ص ۷۴)

  1. عرفان به یک نظر حرکتی است از جزء که موجوداتند به سوی کل که حقیقت هستی و ذات احدیت است و به تعبیر دیگر عارف از عشق به جزء آغاز می کند و به تدریج به عشق کل می رسد بی آنکه عشق جزء را از دست بدهد زیرا کل را در جزء می بیند.

(مقالات-ص ۷۵)

  1. اندیشه کردن در ذات حق باطل است نه بدان خاطر که فکر ما کوتاه است و موضوع فکرت بلند بلکه چون خداوند فرمود : ما از رگ گردن به او نزدیکتریم. هر چه در او اندیشه کنند از او دورتر می شوند زیرا اندیشه کردن یافتن واسطه ای است که اندیش گر را به مراد نزدیکتر کند و اینجا چون نهایت نزدیکی حاصل است هر واسطه و دلیلی که ذهن بیاورد خود مایه دوری از محبوب و حجاب روی او می شود.

(مقالات-ص ۷۵)

  1. مستی نزد عارفان همان آگاهی حباب از ذات آب و محو کردن شان حبابی خویش در کلیت دریاست.

(مقالات-ص ۷۷)

  1. کمر بستن سرو از آن جهت است که روزها سایه خود را بر گل و ریحان می اندازد تا از آفتاب تند در امان باشند و شبها با گذار نسیم از شاخ و برگهایش برای گلها قصه می گوید تا به خواب روند و شاید آزادگی سرو در همین خدمت است .

(مقالات-ص ۷۸)

  1. انسان در معراج به سوی واحد باید از معدن و نبات و حیوان و دیو و شیطان و فرشتگان و کروبیان بگذرد و اگر در منزلی بایستد ، آفرینش را از دریچه همان منزل بیند و از همان سخن گوید که با نگاه واقفان در منازل دیگر متفاوت است.

(مقالات-ص ۸۰)

  1. وصال سالک غیبت او از خویشتن است که در زبان شعر از آن به مستی تعبیر کرده اند و این مستی یا غیبت را شرط وصال بلکه عین وصل دانسته اند .

(مقالات-ص ۸۱)

  1. راز محبوبیت حافظ که از عارف تا عامی و از مست تا محتسب و از شرق تا غرب را در سلسله چلیپای سخن خویش اسیر کرده این است که از رنگ تعلقات رهایی یافته و چون آینه صاف و بی رنگ آمده و هر کس نقش خویش در آن بیند و شرح احوال خود را به تفال از او باز جوید.

(مقالات-ص ۱۰۴)

Leave A Reply

Your email address will not be published.