سکوت عامل ایجاد فشار روانی

یک منبع اساسی ناراحتیهای ما این است که مسائل را مخفی نگاه می داریم و سکوت می کنیم و با این کار زندگی خانوادگی خود را به مخاطره می اندازیم. اگرچه ممکن است شخصاً به این امر واقف نباشیم ولی با مخفی نگاه داشتن و انکار مسائل در زندگی مشترک، در حقیقت قسمتی از انرژی خود را مخفی می کنیم و آنطور که باید و شاید از وجود خود استفاده کامل را نمی بریم این عدم استفاده از انرژی موجب می شود که کم کم به آدم نیمه جان و مرده ای تبدیل شویم که حرارت و نیروی زندگی در او بسیار اندک است.

سکوت

سکوت زندگی خانوادگی را از بین میبرد

با سکوت کردن و سرپوش گذاشتن بر مسائلی که در زندگی داشته ایم زندگی خانوادگی خود را نابود می سازیم و این نابودی نه یکباره بلکه به صورت مرگ تدریجی و آرام آرام انجام میشود. سکوت ما مثل زهری که هر بار قدری از آن را تزریق کنیم اندک اندک زندگی ما را مسموم میسازد. هر چند در ابتدا به منظور محافظت از خود اسرارمان را مخفی نگاه داشته ایم ولی رفته رفته این محافظت زهرآلود چنان ما را از پای میاندازد که امکانی برای بپا خاستن نداریم. ما با این خاموشی هر روز بیشتر و بیشتر خود را از شریک زندگیمان عقب می کشیم، و سرانجام روزی کاملا بیگانه خواهیم شد و متأسفانه نمیدانیم که خودمان موجب ایجاد این دوری و بیگانگی بوده ایم.

زنی که با سکوتش از همسر دور شده بود

سکوت

به گزارش مجله زیگیل خانمی می گفت با اینکه همسرش را بسیار دوست دارد و با وجود اینکه در همهٔ مسائل زندگی با او توافق دارد ولی متأسفانه در روابط با او مشکل دارد ولی دلیل این مطلب را نمی دانست و به دنبال راه چاره می گشت. به او توصیه شد آنچه را که تا به حال از شوهرش مخفی کرده است و یا همهٔ مسائلی که در مورد آنها سکوت کرده است روی کاغذ بیاورد.نوشته ها نشان میداد که او تا چه اندازه ای خود را از شوهرش عقب کشیده و این عقب نشینی و دوری موجب از بین رفتن تمایل وی شده بود.برای بهبود این رابطه توصیه شد همهٔ این مطالب را به شوهر بگوید و این فاصله را پر کند،او وقتی متوجه شد بهایی که در مقابل این سکوت خواهد پرداخت بسیار گران بوده و ممکن است به قیمت از دست دادن زندگی مشترک او تمام شود تصمیم گرفت به محض بازگشت به خانه با شوهرش به گفتگو بنشیند.

سکوت ناشی از ترس است

سکوت

خیلی از ما بعضی مسائل را مخفی نگاه میداریم، فراموش میکنیم جزئیات را در میان بگذاریم، شکل واقعه را تغییر می دهیم و به صورتی دیگر بیانش می کنیم و یا بطور کلی تصمیم می گیریم خاموش باشیم. تا زمانی که اثرات جدی و ویرانگر این مسئله را تجربه نکرده ایم متوجه نیستیم که تا چه حد با دست خود زندگی خود را متلاشی می سازیم. حتی وقتی که نشانه های این امر مثل بی حالی نیمه جانی، افسردگی یا عدم تمایل به روابط زناشویی ظاهر  می شود باز هم نمی فهمیم که منشا و منبع این علایم چیست. سکوت ما بر پایه ترس است. ما خاموش میمانیم چرا که از عاقبت افشا کردن اسرارمان بیمناکیم. می ترسیم با فاش کردن مسائل عواقب وخیمی را موجب شویم ، در نتیجه راه آسانتر را انتخاب می کنیم و ساکت می مانیم. در حالی که نمیدانیم این سکوتمان درست همان عواقب وخیم را در بر دارد. این خاموشی عقب نشینی میان ما و کسی که دوستش داریم جدایی و فاصله می اندازد و این جدایی و فاصله موجب بیگانگی می شود. ممکن است هر یک از ما در حال حاضر در مورد مسئله یا موضوعی هر چند کوچک و جزئی به صورتی سکوت کرده باشیم و شاید هم دچار ناراحتیهایی باشیم که نمیدانیم منبعشان چیست اما هیچ گاه به نفع ما و روابطمان نخواهد بود.

منبع:https://www.zigil.ir

Leave A Reply

Your email address will not be published.