ناراحتی و افرادی که به ناراحت بودن عادت کرده اند

عده ای اعتقاد دارند که زندگی سراسر ماتم و محنت است و اگر کسی غیر از این بگوید معنی زندگی را نفهمیده است بنابراین علیرغم زجری که می کشند حاضر نیستند به درد و اندوه خود پایان دهند. خیال می کنند اگر به ناراحتی و غم پایان دهند ثابت کرده اند که تاکنون در اشتباه بوده اند و در نتیجه از ارزش و اعتبار خود کاسته اند آری، این قبیل افراد حاضرند به همه نوع سختی و درد و مشقتی مبتلا باشند ولی ثابت کنند که حق با آنهاست و دیگران نمی فهمند و یا در اشتباهند. اما همهٔ ما چنین لجوج و خود رأی نیستیم، فقط چنان در احساسات خود غرق شده ایم که برای نجات به کمک یک نیروی خارجی احتیاج داریم. نیرویی که به صورت یک زنگ خطر پا را از خواب بیدار سازد. نیرویی که به ما هشدار دهد که چطور در احساس خود گیر کرده ایم، و این مطلب از مجله زیگیل همان زنگ خطری است که موجب بیداری خواهد شد.

ناراحتی

همه افراد ناراحتی را تجربه میکنند

همهٔ ما در زمانهای مختلف گرفتار احساساتمان می شویم و به دام غم و غصه میافتیم. این یک خصوصیت طبیعی بشر است. ما گه گاه در تفسیرات مختلف خودمان، در عقاید خودمان و یا در عکس العملهای خودمان نسبت به زندگی گیر می کنیم، اما مشکل از آنجا ناشی می شود که ما نتوانیم بفهمیم و یا حاضر نباشیم قبول کنیم که گیر افتاده ایم، در نتیجه در تله و چاه میمانیم و می گوییم حق با ماست و زندگی همین است که ما میبینیم. آن وقت دیگر هیچ راهی برای نجات باقی نمی ماند و ما مثل عنکبوت در تار و پود خود خفه خواهیم شد. این افراد در موقعیت و احساسات خود سالها باقی مانده اند چرا که خیال می کنند که کارشان صحیح است و حاضر نیستند دست از لجاجت و سماجت بردارند، اگر به آنها بگویید که می توانند خود را عوض کنند و نباید این چنین در ناراحتی بسوزند فکر می کنند که فکرتان عیب دارد و مزخرف می گویید. اینها کسانی هستند که به درستی راه خود در زجر کشیدن اعتقاد داشتند و نمیخواهند این راه را عوض کنند، هر چند که قبول دارند راه های دیگری نیز وجود دارد که می توانند انتخاب کنند. اگر به هر کدام از اینها بگوییم بس است، دیگر غم و اندوه را کنار بگذار خیال می کرد که او را نمی فهمیم و درک نمی کنیم.

آیا می خواهید که خاتمه دهید؟

ناراحتی

ما دو راه در پیش داریم. راه اول اینکه در همین وضع و حال باقی بمانیم و راه دوم اینکه خود را تغییر داده، ناراحتی را پشت سر بگذاریم. بسیاری از ما نمی خواهیم که عوض شویم. بسیاری از ما پس از مدتی به ناراحتی عادت می کنیم و حاضر نیستیم بگوییم کارمان نادرست است. خیال می کنیم حق داریم ناراحت باشیم. بنابراین باید سؤال را بدین صورت مطرح کرد که آیا خواست ما به عوض شدن و تغییر به اندازهای زیاد است که حاضر باشیم در ازای آن قبول کنیم تاکنون در اشتباه بوده ایم؟. چون اعتراف به اشتباه ممکن است باعث تأسف ما شود بنابراین باید روشن کنیم که آیا این تغییر را به اندازه ای می خواهیم که در ازای آن از فکر اشتباه چندین و چند ساله خود دست بکشیم و به خودمان زحمت تغییر کردن را بدهیم .مردی به خاطر فوت همسرش که می گفت مثل جان برایش عزیز بوده است میگفت، تا آخر عمر نمی تواند از غصهٔ مرگ همسرش خلاص شود. یک روز روانشناسی به او گفت بسیار خوب دیوید، حق با تو است این فاجعه بسیار سخت تر از آن است که تو بتوانی آن را پشت سر بگذاری. تو هیچ وقت نمی توانی به زندگی عادی برگردی و تا آخر عمر در ناراحتی و غصه خواهی سوخت.او یکدفعه برآشفت و از اینکه روانشناس چنین حرفی زده بود سخت تعجب کرد، ولی بلافاصله به خود آمد، لبخند زد و گفت نه. حق با شماست من اشتباه کرده ام و این غم را پشت سر خواهم گذاشت.

چه چیزی موجب تغییر میشود

ناراحتی

چیزی که موجب بیداری ما می شود و ما را وادار می کند که اعتراف کنیم در اشتباه بوده ایم تمایل ما نسبت به خاتمه دادن به گذشته و کسب رضایت از زندگی امروز است. بسیاری از ما میخواهیم که در آرامش و خوشحالی زندگی کنیم، اما نمیدانیم چطور؟ تصمیم به اینکه گذشته را فراموش کرده و در حال زندگی ساخته ایم. به جای نشان دادن عناد و خودرایی می توانیم به خود بگوییم باید قدرتم را در جهت رهایی از ناراحتی و درد نشان دهم ما به شما قول می دهیم که نتیجه این تصمیم خود شما را هم به حیرت بیندازد. تمایل به توقف در سنگر گذشته امری است بسیار متداول. آنچنان متداول که حتی خود ما هم متوجه آن نمی شویم. به هر حال این تمایل موجب می شود که گاهی ما، ماهها بلکه سالها پس از برخورد با درد و ناراحتی در این حالت باقی بمانیم.

منبع:https://www.zigil.ir

Leave A Reply

Your email address will not be published.