پورتال خبری, تفریحی, سبک زندگی, روانشناسی, سلامت, اخبار روز

عشق بی قید و شرط نسبت به شریک زندگی

0

در این جا می خواهیم در مورد تکنیک همسرداری و عشق بی قیدو شرط نسبت به شریک زندگی  را آموزش دهیم.ما در مجله اینترنتی زیگیل درمورد عشق بی قید و شرط بیشتر شریک زندگی بیشتر توضیح خواهیم داد.

 

شریک زندگی

لوییز یکی از آن زنانی بود که پس از بیست و دو سال زندگی زناشویی، تصمیم گرفته بود طلاق بگیرد.

 

نخستین باری که او را دیدم، به من گفت:

 

« دیگه کافیه. میخوام آتشش بزنم – نه اینکه چراغ دلش روشن کنم.»

 

لوییز نمی توانست درک کند چرا شوهرش متوجه نیست که شیوهٔ فکر کردن او و نحوهٔ انجام دادن کارهایش درست است.

 

همینکه لوییز پی برد که اختلافشان بر سر درست یا غلط بودن نیست،

 

و به شوهرش اجازه داد که خودش باشد، دریافت که روابطشان تغییری بسیار شگرف کرده است.

 

شوهرش، در پاسخ به نگرش پذیرای او این بود که وی را در آغوش گرفت و گفت:

 

«خب، این همان زنی است که با او ازدواج کردم.»

 

و اندک زمانی بعد، شوهرش، برای نخستین بار در طی بیست و دو سال زندگی زناشویی، برای او دسته گلی به همراه یادداشت زیر فرستاد:

 

«احساسی را که از بودن در کنار تو در طی چند هفتهٔ اخیر داشته ام چگونه می توانم در قالب کلمات بگنجانم؟

 

بار دیگر احساس میکنم نوجوان شده ام. برای آمدن به خانه و نزد زن جدید زندگیم صبر و شکیبایی ندارم.

 

رفتار دگرگون شده ای که تو با من داری ، وادارم می سازد، برای نخستین بار در طی این سالها، تو را لوس کنم.

 

از تو سپاسگزارم که زنی را که با وی ازدواج کردم به من بازگرداندی.»

نخستین اصل

 

نخستین اصل در اثربخش کردن رابطهٔ مهرامیز، دوست داشتن طرف مقابل (شریک زندگی مان) یا همان ویژگی خاص خود است، نه آن گونه که در نظر مجسم می کنیم،  بایستی و یا می تواند باشد.

 

این عشق در ناب ترین شکل خود است – عشقی که بیشتر زنان نثار کودکان تازه به دنیا آمدهٔ خود می کنند.

 

برای رسیدن به چنین عشقی قید و شرطی لازم نیست،

 

خورد به خورد به آن دست  می یابید.

 

شریک زندگی

استفاده از واژه اگر در مقابل شریک زندگی

ما تنها هنگامی استفاده از واژهٔ «اگر» را آغاز می کنیم که کودک در مراحل اولیهٔ رشد است و کلام ما را درک میکند.

 

«اگر نمره های خوب بگیری، دوستت دارم.»،

 

«اگر باعث افتخارم باشی، دوستت دارم.»

 

«اگر هر چی می گم انجام بدی، دوستت دارم.»

 

ما همین کار را نیز با شریک زندگی مان انجام می دهیم.

 

در ابتدای آشنایی، هنگامی که در راه دوست داشتن گام های نخست را برمی داریم،

 

طرف مقابل خود را حقیقتاً به خاطر خودش و آنچه هست، دوست داریم.

 

پس از سپری شدن مدتی ، عشق و دوستی مشروط به شرایطی می شود:

 

«اگر بیشتر پول در بیاری دوستت دارم.»

«اگر این قدر برنامهٔ ورزشی تلویزیون رو تماشا نکنی، دوستت دارم.»

 

«دوستت دارم، به شرطی که شریک زندگی بهتری باشی.»

 

به عنوان دوست دار و یا والد، اگر محبتی مشروط ابراز دارید – عشق و محبتی که همیشه یک اگر به آن اتصال دارد ،

 

پس ضروری است که شریک زندگی و یا فرزندتان واجد شرایط محبت شما باشد.

 

مهر و محبت شرطی مستلزم وجود داشتن شخصی است که از خود بپرسد یا ارزشمند است، شایسته است، وضعش با شرایط شما همخوانی دارد،

 

یا به دیگر سخن، صلاحیت مهر و عشق شما را دارد یا نه.

 

ما برای شغلی که به آن مشغول می شویم باید واجد شرایط باشیم، نه برای ارتباط داشتن!

 

شریک زندگی

عشق و محبت غیر مشروط

 

یعنی آنکه پیش شرطی لازم نیست، مقتضیات نمی خواهد و بایدی در کارش وجود ندارد.

 

عشق و محبت موهبتی است که دنباله ای به ان متصل نیست.

 

انچه می بینید، چیزی است که دوست دارید!

 

این امر در زندگی حرفه ای شما صادق نیست.

 

در کار و حرفه باید که واجد شرایطی باشید، از شما دربارهٔ کارتان تحقیق به عمل آید، کارتان طبقه بندی شود؛

 

اما در مورد زندگی شخصی چنین چیزهایی صدق نمی کند.

 

مهر و علاقهٔ مشروط، کاملاً غیر بشری است.

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.