پورتال خبری, تفریحی, سبک زندگی, روانشناسی, سلامت, اخبار روز

چگونه میتوان با کنترل ذهن ؛کنترل زندگی و احساسات مان را نیز داشته باشیم؟

0

ذهنتان را برگی سفید و تمیز در نظر بگیرید که هر آن چه بخواهید در طول روز میتوانید بر روی آن بنویسید.در این مطلب در مجله اینترنتی زیگیل میخواهیم درباره کنترل ذهن صحبت کنیم.

 

حال فرض کنید آقای «الف» با شما تماس میگیرد و شروع به بدگویی از آقای «ب» می کند و میگوید: آقای «ب» درباره ی شما چنین و چنان می گفت.

 

شنیدن این حرف ها احتمالاً شما را سخت عصبانی می کند. بنابراین آقای «الف» بر روی برگ سفید شما چندین خط درهم و برهم میکشد وکنترل ذهن شما را به دست میگیرد.

 

ممکن است شما به این امر دامن بزنید و از روی عصبانیت شروع به بد گفتن از آقای «ب» کنید و این گفتار نیز باعث ایجاد خط های بی نظم دیگری بر روی برگ سفید ذهن شما شود.

 

بعد از پایان مکالمه، تلویزیون را روشن می کنید. تلویزیون نیز در حال پخش خبر درباره ی چند فقره قتل و سرقت است. به سراغ مطالعه ی حوادث روزنامه می روید و از قتل ها و خیانت ها می خوانید.

 

حال چه احساسی دارید؟ بعد از خواندن روزنامه کمی استراحت می کنید و در این بین ضمیر ناخودآگاه شروع به بررسی این اتفاقات می کند و به این نتیجه می رسد که دنیا جای امنی نیست و به هیچ کس نمی توان اعتماد کرد.

 

کنترل ذهن

 

بعد از اینکه از خواب بیدار می شوید، احساس کسالت و افسردگی دارید. اما نمیدانید علتش چیست. حال دیگر برگه ی ذهنتان سفید و تمیز نیست. روزتان به همین راحتی خراب شد.

 

به نظر شما بهتر نیست به جای اینکه کنترل تلویزیون را در دست بگیرید، کنترل ذهن و کنترل زندگی تان را در دست بگیرید؟

 

انسانهایی که کنترل ذهن خود را در دست ندارند، در واقع خود را به سخنی بیهوده و یا عصبانیتی بی جا ارزان میفروشند.

 

با کنترل تصمیمات روزانه ی زندگی، شما میتوانید کنترل زندگی تان را به دست بگیرید. زمانی که زندگی تان تحت کنترل خودتان باشد احساس رضایت خواهید کرد و وقتی که کنترل زندگی تان در دست دیگران باشد، احساس قربانی شدن خواهید داشت.

 

این مهم است که بدانید کانون کنترل شما داخلی است یا خارجی. کانون کنترل داخلی به این معناست که خود شما ناخدای کشتی زندگی تان هستید و این که کانون کنترل تان خارجی باشد یعنی سکان زندگی شما در دست دیگران است.

 

اگر کسی بخواهد کنترل ما را در دست بگیرد باید ابتدا فکر ما را کنترل کند، آنگاه احساسات ما نیز تحت کنترل او در میآید.

 

که احساسات ما از فکرمان سرچشمه می گیرند. بزرگترین آزادی هر انسانی این است که می تواند کنترل ذهن   خود را در اختیار داشته باشد هیچ کس نمی تواند کنترل فکر کسی را از او بگیرد مگر این که آنشخص چنین اجازه ای بدهد.

 

فرض کنید ما از شما میخواهیم که به محبت و دوستی فکر کنید. اما عملاً نمی توانیم شما را مجبور به این کار کنیم. چرا که شما میتوانید به چیز دیگری غیر از محبت فکر کنید.

 

آیا کنتر احساسات ما نیز دست خودمان است؟

کنترل ذهن

 

فکرمان در اختیار و کنترل خودمان است. اما احساسات ما چطور؟ احساسات از مغز یا فکر ما دستور می گیرند. میدانید چرا شما درد را احساس می کنید؟ چون ذهن شما چنین دستوری می دهد.

 

حال اگر ذهنتان دچار آسیب شود و یا مغز تان را از شما بگیرند آیا باز هم احساس درد دارید؟ مسلماً خیر. بنابراین اگر ما افکارمان را کنترل کنیم آنگاه احساسات مان را نیز کنترل خواهیم کرد.

 

آقای «م» را در نظر بگیرید که کسی وی را مسخره می کند. اگر آقای «م» چنین فکر کند که: «من مسخره میشوم پس مسخره هستم»، حتماً احساس کهتری به او دست میدهد.

 

چنین شخصی مرکز کنترل خود را به خارج از خود مرتبط میداند. اما اگر چنین فکر نکند، احساس کهتری نیز نخواهد داشت. در نتیجه وقتی کسی فکرش را کنترل کند در واقع زندگی اش را کنترل خواهد کرد.

 

از دوستی با اشخاصی که روحیه ی کنترل کننده ای دارند پرهیز کنید. این اشخاص اغلب می خواهند به دیگران دستور بدهند که چه کار بکنند، چه کار نکنند و میخواهند به زور عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند.

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

آسان دنت فورکافی رایان درمان نرم افزار مطب برفانک کافه داران خرید رپورتاژ خرید بک لینک مسواک بین دندانی ارتودنسی متخصص ارتوپدی زانو دکتر مهدی شهرستانی دکتر حمید روشندل متخصص ارتوپد فیزیوتراپی تهران بهترین متخصص ایمپلنت در تهران دکتر مهرداد فتحیان ارتودنسی ارتودنسی نامرئی در تهران دکتر سامان فلاحی متخصص ایمپلنت فیزیوتراپی پیشرفته شمیم متخصص پروستات