پورتال خبری, تفریحی, سبک زندگی, روانشناسی, سلامت, اخبار روز

استرس نامطلوب و مطلوب و ناخوشایند

0

بیشتر مردم معمولاً با شنیدن واژه استرس، جنبه استرس نامطلوب را به خاطر می آورند. آنها اغلب استرس را تجربه ای ناخوشایند توصیف می کنند که موارد زیادی از آن مثل فشارهای روحی و جسمی، احساس ناامیدی یا خمودگی، احساس ناتوانی در غلبه بر موقعیت پیش آمده، احساس ناکامی در زندگی، اختلافات زناشویی، مصیبت ناشی از مرگ عزیزان و یا مشکلات مالی در زندگی آنها اتفاق افتاده است.

استرس نامطلوب

 

استرس نامطلوب

 

چنین برداشتی سطحی از استرس ممکن است نتایجی مثل عملکرد ضعیف، میزان بهره وری پایین و بیماری را به بار آورد. استرس نامطلوب ممکن است باعث اختلالات دیگری مثل انواع سردردها، سوء هاضمه، سرماخوردگی های مزمن، آرتروز گردن و کمر و روابط ناسالم شود.

استرس نامطلوب در شرکت ها و سازمان ها به صورت های مختلفی مثل غیبت از کار، کاهش تولید، عملکرد ضعیف، حوادث در محیط کار، خلاقیت پایین و عدم نوآوری بروز می کند. استرس نامطلوب ممکن است بسیار ناخوشایند باشد. این جنبه از استرس ممکن است منجر به ناتوانی جسمی شود و یا حتی عوارضی مثل حملات قلبی، سرطان، اضطراب، افسردگی و اختلالات روحی را بوجود آورد.

از سوی دیگر برخی از مردم، استرس را تجربه خوشایند، هیجان انگیز، تحریک کننده و شورانگیز توصیف می کنند. آنها تصور می کنند که توانایی غلبه بر نیازهای پیش امده را دارند و عمدا خود را درگیر موقعیت های دشواری می نمایند که توان غلبه بر آنها را در خود می بیند.

این نوع استرس را، استرس مطلوب می نامند. مواردی مثل انجام کارهای جالب و مهیج، خلاقیت و بهره وری، دست یابی به اهداف و شرکت در رقابت های ورزشی از جنبه های مطلوب استرس است. این حالت از استرس باعث کارآیی بهتر ما می شود.

استرس برای هر یک از ما تجربه ای منحصر به فرد است. فردی ممکن است موقعیتی را استرس آور تلقی کند، در حالی که شاید فردی دیگر همان موقعیت را خوشایند تصور کند. اگر خود را عمداً در موقعیت های دشواری قرار دهیم، امکان بروز جنبه های خوشایند و ناخوشایند استرس به یک اندازه وجود دارد.

مثلا شخصی که می خواهد اولین سقوط آزاد خود را با چتر نجات انجام دهد، ممکن است دچار ترس شود و نتواند با موفقیت پرش کند (جنبه ناخوشایند). از سوی دیگر یک چتر باز با تجربه، بدون هیچ نگرانی پرش خود را انجام می دهد و از آن لذت می برد.

اما هر دو چتر باز برای بروز واکنش در برابر استرس، کاملاً آماده و هوشیار هستند (جنبه خوشایند). در مثال فوق، هر دو چتر باز در موقعیت یکسانی قرار دارند، اما هر کدام عکس العمل متفاوتی نسبت به آن از خود نشان می دهند، چرا که هر یک از آن دو چتر باز از ماهیت نیاز و توانایی غلبه بر آن، ارزیابی متفاوتی دارد.

استرس نامطلوب

 

تعریفی از استرس

وقتی بین نیازهای ادراکی و توانایی غلبه بر آنها هماهنگی وجود نداشته باشد، استرس بروز می کند. استرس در واقع حالت تعادلی است که به نوع برداشت ما از نیازها و تصور ما در مورد چگونگی غلبه بر آنها بستگی دارد که نهایتاً تعیین کننده عدم وجود استرس، استرس نامطلوب و استرس مطلوب در ما می باشد.

استرس را می توانیم با مدل ساده ذیل که ان را تعادل استرس نامیده ایم، توضیح دهیم از آنجایی که از این مدل برای راهنمایی شما در غلبه بر استرس استفاده کرده ایم، لازم است آن را به دقت مورد توجه قرار دهید.

تعادل استرس

کفه سمت چپ این مدل که با حرف D مشخص شده، بیانگر نیازهای محیط اطراف ما می باشد. کفه دیگر که با حرف C مشخص شده نشان دهنده توانایی ما در غلبه بر نیازهاست. وقتی توانایی غلبه بر نیازها را در خود احساس می کنیم کفه C با کفه D برابر می شود، در عین حال این بدان معنا نیست که این دو کفه ضرورتاً در یک خط کاملاً افقی قرار می گیرند، چرا که ما با پدیده ای روانشناختی مواجه هستیم و نمی دانیم که چه میزان توانایی برای غلبه بر استرس لازم است.

البته ضرورتی هم ندارد که این دو کفه برای رسیدن به تعادل دقیقا هم وزن باشند. به بیان دقیق تر، کفه ها برای رسیدن به حالت تعادل، دائماً در منطقه ای در حال نوسان هستند که در این کتاب آن را منطقه عادی نامیده ایم.

استرس نامطلوب

منطقه عادی در مورد هر فردی متفاوت از فرد دیگر است. بدین معنی که بدن هر فرد در این منطقه به طور سالم و طبیعی به فعالیت خود ادامه می دهد. هنگامی که در این منطقه قرار داریم، دچار استرس نیستیم. منطقه عادی ممکن است در زندگی و موقعیت های معمول هر روزه ما اهمیت داشته باشد، چرا که هر روزه تغییراتی در محیط اطراف و نیازهای ما روی می دهد. به تجربه ثابت شده است که این تغییرات تهدیدی جدی برای ما به حساب نمی آید، چون بدن ما از طریق واکنش در برابر استرس با این تغییرات سازگاری پیدا می کند و میزان این واکنش به حدی است که تقریباً غیر قابل درک است.

در واقع اگر از هر گونه تغییر جزئی در بدن خود کاملاً آگاه بودیم، در غلبه بر موقعیت های دشوار، اضطراری و جدید،کارایی چندانی نداشتیم. بنابراین همیشه حالت واکنش در برابر استرس به صورت تقریبا نامحسوسی در بدن رخ می دهد.

البته مواقعی پیش می آید که در نتیجه مشکلات روزمره و احساس ناراحتی، ممکن است نوساناتی جزئی بین دو کفه D و C رخ دهد، که در این صورت کفه های D و C هر زمان به سویی متمایل می شوند(تعادل آن دو به هم میخورد).

تا زمانی که این نوسات در محدوده منطقه عادی تعادل رخ دهد، طبعاً در محدوده استرس مطلوب و نامطلوب قرار نداریم، هر چند در مواقعی ممکن است تا حدی حالت ناراحتی یا هیجان در خود احساس کنیم. هنگامی که کفه های تعادل خارج از منطقه عادی باشند، در این صورت استرسی مطلوب و نامطلوب را تجربه خواهیم کرد. کاملاً واضح است که هر چه قدر حالت عدم تعادل بیشتر باشد، احساس یا درک ما از استرس مطلوب و نامطلوب بیشتر است.

حالت عدم تعادل ممکن است در نتیجه دو عامل ذیل رخ دهد:

۱ – هنگامی که درک ما از ماهیت نیازها تغییر کند.

۲ – هنگامی که درک ما از توانایی غلبه بر استرس تغییر کند.

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

آسان دنت فورکافی رایان درمان نرم افزار مطب برفانک کافه داران خرید رپورتاژ خرید بک لینک