پورتال خبری, تفریحی, سبک زندگی, روانشناسی, سلامت, اخبار روز

کودک دست و پا چلفتی و مشکلات همراه او

0

چند تن از اشخاص مشهور، به طور قابل ملاحظه ای دست و پا چلفتی بوده اند. از جمله بتهون، ناپلئون بناپارت، اسکار وایلد و چسترتون. هنری پوآنکاره، مشهورترین ریاضیدان فرانسوی، نه تنها ذوالیمینین و ناما هر در به کارگیری دستانش بوده بلکه اشکالاتی نیز در دید فضایی داشت، به طوری که در هندسه مسائل زیادی برایش ایجاد می شد. ما در مجله اینترنتی زیگیل در مورد کودک دست و پا چلفتی و مشکلات همراه او بیشتر توضیح خواهیم داد.

 

کودک دست پا چلفتی بهنجار است؟

 

دست و پا چلفتی

 

بین بهنجار بودن و ناهنجار بودن، مرز تعیین کننده ای نیست. به همین دلیل نمی توان تعریف دقیقی از دست و پا چلفتی کرد. بعضی از کودکان در استفاده از دستهای شان بسیار ناماهرند و برخی وارد و تردست، همچنین عده ای در به کارگیری پاها کند و ناموزون هستند و در عوض گروهی چابک و زیرک و ظریف.

کودک دست و پا چلفتی بدخط می نویسد، مداد را غیرعادی در دست می گیرد کاغذ را در زاویه ای غیرمعمول قرار می دهد او هنگام بستن دکمه ها آراستن مو و یا بستن بند کفش، بسیار زشت و بی لطافت عمل می کند، و کراراً چیز می شکند.

نخ کردن سوزن برای این گونه افراد بسیار دشوار است. آنها زیاد زمین می خورند، در مورد فواصل ، بد قضاوت می کنند، در راه رفتن، به خصوص هنگامی که به طرف در می روند، اشیاء را لگد می کنند. توپ را بد می اندازند. از بازی متنفرند. روی یک پا ایستادن، لیلی کردن، و راه رفتن بروک یک خط صاف را دشوار می یابند.

معمولاً بد می رقصند، و مانند چسترسون، مورد خنده و حتی آزار دیگران واقع می شوند. گابی (۱۹۷۲) برای این کودکان از تست های مختلفی استفاده می کرده او، انها را وامی داشت تا روی یک خط صاف لی لی کنند، بند کفش را ببندند، مهره ها را به نخ بکشند، و در حالی که یک لنگه کفش پاشنه دار به پا دارند، قدم بردارند و پاشنهٔ آن کفش را در دست در مقابل پنجهٔ کفش دیگر که بی پاشنه است قرار دهند، و یا توپ پینگپنگ را که به هوا پرتاپ شده است گرفته، پس از آن دست های خود را برهم زنند.

 

این محقق حس فضائی این نوع کودکان را مورد آزمون قرار می داد:

 

دست و پا چلفتی

بدین ترتیب که از آنها می خواست با دست راست، گوش چپ خود را لمس کرده، انگشت وسط را روی انگشت نشانه قرار داده، اشیائی را در کیف یا کیسهٔ کوچکی جا بدهند. غالب کودکان ناماهر و دست و پا چلفتی بد حرف می زنند، و بیش از معمول در جمع و هجی کردن، اشکال دارند. در تست هوشی وکسلر کودکان، نمرات کلامی آنها بیشی از نمرات عملی است، و تست آدمک، گودیناف را بسیار بد می کشند.

این خصوصیات در پسران متداولتر و معمولتر از دختران است. گابی برآورد کرده که این شرایط در مورد حدود ۵درصد از جمعیت مدارس صادق است. این کودکان از نظر هوشی طبیعی هستند (هرچند کودکان عقب ماندهٔ ذهنی، احتمالاً بیش از کودکان عادی، دست و پاچلفتی می باشند). آنها از قدرت بدنی طبیعی برخوردارند، و جز در مواردی که توسط یک متخصص مغز و اعصاب معاینه شوند، هیچ گونه نشانهٔ ناهنجاری در اعصاب نشان نمی دهند.

گابی نشان می دهد که بین این شرایط و شرایط کودکان زودرس، دیررس، بیماری در دوران نوزادی و یا زایمان غیرطبیعی، هیچ نوع همبستگی وجود ندارد. معمولاً در سوابق خانوادگی شرایط و شکایاتی مشابه عملکردهای کودکان دست و پا چلفتی را، می توان یافت. عده ای از این کودکان این وضع را پشت سر می گذارند، به نحوی که در مورد آنها، می توان گفت که اشکال اساسی در رشد حرکتی ایشان بوده است، امّا در مورد بقیه، این حالت در سراسر زندگی ایشان باقی خواهد ماند، باید توجه داشت که شلختگی و عدم مهارت های حرکتی خود موجب ناراحتی های عاطفی خواهد شد.

اگر تمام اطرافیان انتظار بروز بی عرضگی را از کودک داشته باشند، احتمالاً او نیز مطابق میل شان به آنها پاسخ خواهد داد. در پاره ای از موارد، شواهدی موجود است که این وضع را به فلج خفیف مغزی مربوط می سازد. ولی هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط آن با آسیب های هنگام تولد، در دست نیست. البته در پاره ای از موارد علل نادری چون دیستروفی ماهیچه و بیماری های کمیاب اعصاب، که عمدتاً ژنتیکی هستند، به چشم می خورد.

داروهایی که در درمان صرع و یا ناراحتی های عاطفی به کار می روند از علل مهم سستی و بی دست و پایی می باشند، و همین امر ممکن است بی ثباتی های عظیمی را به وجود بیاورد. داروی فنی توین که برای صرع تجویز می شود، یک علت معمول برای این حالت است. داروهای دیگر متل آمیتریپیلین و کلرودیازپوکسید و غیره نیز از علل احتمالی دست و پا چلفتی بودن و عدم مهارت های حرکتی در کودک هستند.

 

مشکلات مدرسه ای کودکان دست پا چلفتی

 

دست و پا چلفتی

این کودکان نه تنها مورد استهزاء و آزار همسالان خویش قرار می گیرند، بلکه در رابطه با معلمان هم به زحمت می افتند، مگر این که دیگران مشکل آنها را درک کنند. احتمالاً آموزگار این کودک را به عنوان فردی شیطان، بی دقت و راحت طلب ملاحظه می کند. کودک نیز احساس بی کفایتی و نگرانی می نماید و همین بر کار مدرسهٔ او اثر منفی می گذارد.

زمانی دختری را که در نخستین روز فرارش از مدرسه، پیدا کرده بودند، به من ارجاع دادند. او عمیقاً از سرزنش ها و شماتت های مداوم مدرسه احساس ناراحتی می کرد، و چون تحمل، خود را پایان یافته می دید، تصمیم به فرار گرفته بود. من با آزمایشاتی متوجه علائم خفیف ولی مسلم فلج مغزی ، در او شدم .

در مورد درمان کودکان ناماهر و دست و پا چلفتی کار زیادی نمی توان کرد و تنها باید معلم را نسبت به این مسئله آگاه ساخت تا وی بداند که این رفتارها از کنترل خود کودک خارج است زمانی که معلمی این حقیقت را تشخیص دهد، و درک کند که کودک شیطان و یا بی دقت نیست، نسبت به کودک مهربان و همدرد خواهد بود، و در کمک کردن به او سعی خواهد کرد.

او میداند که سرزنش و شماتت و انتقاد تنها وضع کودک را وخیم تر می سازد، زیرا مشکلات روانی خاصی را در اوج یک سری مشکلات ارگانیکی و جسمانی که کودک ناگزیر به تطابق با آن است براو تحمیل می کند. در این موارد هیچ گونه دارو درمانی و یا فیزیوتراپی، کمکی در بهبود فرد نخواهد بود.

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.