پورتال خبری, تفریحی, سبک زندگی, روانشناسی, سلامت, اخبار روز

خانواده درمانی در مقابل درمان فردی

0

همانطور که می توانید ببینید، دلایل معتبری برای انجام روان درمانی در قالب رابطه ای خصوصی و محرمانه وجود داشت و دارد؛ اما هرچند ادعای محکمی برای روان درمانی فردی وجود دارد، به همان اندازه ادعاهای محکمی هم می توان برای خانواده درمانی ارائه کرد. ما در مجله اینترنتی زیگیل در مورد خانواده درمانی در مقابل درمان فردی بیشتر توضیح خواهیم داد.

هم روان درمانی فردی و هم خانوادگی دو چیز را ارائه می دهند:

 

خانواده درمانی

رویکردی برای درمان و راهی برای فهم رفتار انسان. این دو از لحاظ رویکردهای درمانی هر کدام راه خود را  می روند.روان درمانی می تواند کانون متمرکزی برای کمک به افراد ایجاد کند تا با ترس های خود رو به رو شوند و یاد بگیرند تا آنجا که می توانند خودشان باشند.

روان درمانگرهای فردی همیشه به اهمیت زندگی خانوادگی در شکل دهی شخصیت اذعان داشته اند، اما فرض کردند که این تأثیرات درونی شده اند و این پویایی های درون روانی به نیروهای مسلطی تبدیل گشته اند که رفتار آنها را کنترل می کنند. بنابراین درمان می توانست و می بایست متوجه فرد و ساختن فردی او باشد.

از سوی دیگر، خانواده درمانگرها اعتقاد دارند که نیروهای مسلط در زندگی بیرون از ما جای دارند؛ در خانواده. درمان مبتنی بر این چارچوب معطوف به تغییر سازمان خانواده است. وقتی سازمان خانواده تغییر داده شد، زندگی همهٔ اعضای خانواده به همین ترتیب تغییر میکند.

 

این نکتهٔ آخر که تغییر خانواده زندگی همهٔ اعضایش را تغییر می دهد

آنقدر اهمیت دارد که دقیق شرح داده شود. خانواده درمانی صرفاً بر تغییر خود بیمار در محیط وی استوار نیست. خانواده درمانی در همهٔ خانواده ایجاد تغییر می کند؛ بنابراین چون هر عضو خانواده تغییر می کند و به اعمال تغییر مستمر روی یکدیگر ادامه می دهند، بهبود و دوام پیدا می کند.

تقریباً هر مشکل انسانی را میتوان هم به صورت فردی و هم به صورت خانوادگی درمان کرد. اما برخی مشکلات خاصی مستلزم رویکرد خانواده درمانی هستند، از این میان می توان به مشکلات کودکان (که صرف نظر از آنچه در درمان میگذرد باید به خانه و نزد والدین برگردند)، مشکلات ازدواج و روابط زناشویی، منازعات کهنهٔ خانوادگی، و علایمی که در یک فرد همزمان با یک تغییر گذرای عمده در خانواده روی می دهند، اشاره کرد.

 

در حالی که مشکلات به وجود آمده در مورد دوره های گذار خانواده، درمانگر را ابتدا به فکر نقش خانواده می اندازد

ممکن است درمان انفرادی به خصوص هنگامی مفید باشد که افراد چیزی را در مورد خود شناخته اند که بی حاصل کوشیده اند آن را تغییر دهند، در عین حالی که به نظر میرسد از لحاظ محیط اجتماعی وضعیت باثباتی دارند.

بنابراین، اگر زنی در سال اول دانشکده افسرده شود، درمانگر ممکن است نداند آیا افسردگی اش مرتبط با ترک خانه است یا به دلیل ترک والدین؟ اما اگر همان زن در دههٔ سی زندگی افسرده می شد، زمانی که زندگی اش برای مدتهای مدید با ثبات بوده است، ممکن بود به فکر بیفتیم که آیا در رویکرد او به زندگی چیزی وجود دارد که او را راضی نکرده است و دلیل ناخشنودی اوست. بررسی زندگی او به طور خصوصی دور از روابط مزاحم – به این معنا نیست که او باید بتواند در تنهایی و دور از سایر افراد در زندگی اش کامروا باشد.

این که انسان ها را هویت های جدایی از یکدیگر بدانیم، با خانواده هایی که روی آنها تأثیر می گذارند، هماهنگ با طریقه ای است که ما خود را تجربه می کنیم. ما به تأثیر روابط نزدیک – خصوصاً در قالب تعهد و محدودیت – اذعان داریم، اما سخت است که ببینیم در شبکه ای از روابط درگیر هستیم و این که بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان هستیم.

 

روانشناسی و زمینهٔ اجتماعی

 

خانواده درمانی

خانواده درمانی همه گیر شد نه فقط به خاطر اثربخش بودن بالینی اش بلکه، به این خاطر که ما به کشف مجدد پیوندهایی می پردازیم که نشانگر جامعه انسانی است.به طور عادی سؤال درمان فردی در برابر خانواده درمانی، سؤالی فنی است: کدام رویکرد برای یک مسئلهٔ مفروض بهتر است؟

اما انتخاب رویکرد هم منعکس کنندهٔ فهم فلسفی از ماهیت بشر است. اگر چه روان درمانی می تواند با تمرکز روی روان شناسی فرد یا سازمان خانواده موفق باشد، هر دو دیدگاه، روان شناسی و زمینهٔ اجتماعی – برای فهم کامل افراد و مشکلات انها باید مورد توجه قرار گیرند.

خانواده درمانگرها به ما می آموزند که خانواده چیزی بیش از مجموعه ای از افراد جدا از هم است: یک نظام است، یک تمامیت عضوی که اجزای آن به نحوی کار می کنند که متفاوت از ویژگی های آنها در حالت مجزا از هم است. اما حتی به عنوان اعضای نظام خانواده، با قلب ها و ذهن های خاص خود، و ارادهٔ خویش، نمیخواهیم فردیت خویش را واگذاریم.

اگر چه ممکن نیست بدون در نظر گرفتن محیط و زمینهٔ اجتماعی افراد از جمله خانواده، آنها را فهمید، اما اگر توجه را به سطح تعاملات – یعنی رفتار اجتماعی فارغ از تجربهٔ درونی متمرکز کنیم، منحرف کننده خواهد بود.

 

کار با همهٔ نظام نه تنها به معنای در نظر گرفتن همهٔ اعضای خانواده است، بلکه به معنای توجه به ابعاد تجربهٔ شخصی نیز هست.

 

خانواده درمانی

پدری را در نظر بگیرید که هنگام صحبت از رفتار بزهکارانهٔ پسرش لبخند میزند. شاید این خنده برملا کنندهٔ لذت مخفی پدر از طغیان پسر باشد که پدر از آن واهمه دارد.

یا به مورد شوهری توجه کنید که شکایت می کند که همسرش نمی گذارد او هر کاری دلش می خواهد با دوستانش بکند. در حقیقت ممکن است زن او را محدود کرده باشد، اما واقعیت این است که تسلیم شدن بدون منازعهٔ شوهر نشان می دهد که خود او از داشتن این نوع تفریح در تعارض است.

ایا مذاکره با همسرش به رفع این اضطراب های درونی مرد دربارهٔ کارهایی که دلش می خواهد انجام دهد می انجامد؟ احتمالاً خیر. چنانچه او این درگیری های درونی خود را حل کند، آیا همسرش ناگهان دست به تشویق او میزند که از خانه بیرون برود و خوشی باشد؟ احتمالا خیر.

این موقعیت های دشوار و ناگزیر، همانند اکثر مشکلات انسان، در روان شناسی افراد وجود دارد و در تعاملات آنها خود را نشان می دهد.

نکته اینجاست: برای ارائهٔ کمک روان شناختی مؤثر و ماندگار، درمانگر باید افراد را بفهمد و آنها را برانگیزد و بر تعاملات آنها اثر بگذارد.

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

آسان دنت فورکافی رایان درمان نرم افزار مطب برفانک کافه داران خرید رپورتاژ خرید بک لینک مسواک بین دندانی ارتودنسی متخصص ارتوپدی زانو دکتر مهدی شهرستانی دکتر حمید روشندل متخصص ارتوپد فیزیوتراپی تهران بهترین متخصص ایمپلنت در تهران دکتر مهرداد فتحیان ارتودنسی ارتودنسی نامرئی در تهران دکتر سامان فلاحی متخصص ایمپلنت فیزیوتراپی پیشرفته شمیم متخصص پروستات